جیگرطلای عمه
سلام/جیگر طلای عمه به دنیا خوش اومدی
سلااااااااااااام سیگل طلای عمه
عسلم ببخش بابت تاخیرم ها این چند روز بسیار بسیار بسیار درس داشتم
نتونستم به وبلاگت سر بزنم...
دیشب خوابتو دیدم هوایی شدم اومدم سر وبلاگت یکم باهات حرف بزنم
اوفیش عمه فدات بشه تو خوابم 4 دستو پا راه میرفتی
الهی من فدای اون 4دست و پا رفتنت بشم
بعد بردمت نشوندمت پیش دوستات گفتم این کوشولو برادر زاده ی من محمد حسینه
پستونک هم دستت بود
الهییییی فدات بشممممممممممممممم من
راستی رفتیم با عمه مرضیه راهیان نور جات خالی انقد با صفا بود برات دعا کردمبرای مامان زهرا و بابا جعفر هم دعا کردم
خیلی صفا داشت ی حس خاصی بود بخصوص توی فکه/اروند رود/طلایه/خیلی با صفا بود ان شاء الله به سلامتی که به دنیا اومدی باهم میریم راهیان نور
تااازههههه برات 5 تا کتاب داستان خریدم بشینی بخونی فقط یکیشون توی اتوبوس جاموند
انقد غصه خوردم اومدم قم همه جارم گشتم تا دوباره برات بخرم دیگه پیداش نکردم
حالا تو غصه نخور خوشتل عمه ان شاء الله دوباره میرم راهیان نور برات میخرم
دلم برات ی ذرررررررررررررررررره شده نمیدونی که
راستیییییییییییییی مامانی رفت سونو گرافی انگشتای کوشولوی ظریفتو دیددلم برات ضعف رفت خوشتل عمه الهی فدات بشم منننننننننننننننننننننننن
جمعه اومدیم خونتون کلی باهات حرف زدم تازه ی خرس
هم عیدی خریدم که فشارش میدی ماچت میکنه میگه i love you
دلم برات ی ذره شده کی ی دیگه ماه میشه تا به سلامتی به دنیا بیای بغلت کنم بوت کنم نگات کنم هممون منتظرتیم خوشتل طلایی عمه فدات بشم الهی من
نانازی من الان میخواهم برات سورپرایزهایی بزارم تو وبلاگت منتظر باش
ارسال شده در تاریخ جمعه 04/1/15
» برای عشق 6 ماهه ی عمه
ارسال شده در تاریخ جمعه 04/1/15
» مینویسم یادگاری...
ارسال شده در تاریخ جمعه 04/1/15
» به دنیا خوش اومدی فرشته کوچولوی من
ارسال شده در تاریخ جمعه 04/1/15
» کمی حرف دل
ارسال شده در تاریخ جمعه 04/1/15
» برای خوشگل عمه
ارسال شده در تاریخ جمعه 04/1/15
» آرشیو وبلاگ